مناجات الشاکین

مناجات الشاکین ، دومین بخش از مناجات خمس عشره امام سجاد علیه السلام است که ترجمه آن در این متن دریافتی از متن اصلی مناجات می‌باشد؛

ملجأ گریزهای من! شنوای آوای من! خدای درد آشنای من! تنها پناهگاه من!

إِلَهِی إِلَیْکَ أَشْکُو نَفْساً بِالسُّوءِ أَمَّارَهً وَ إِلَى الْخَطِیئَهِ مُبَادِرَهً وَ بِمَعَاصِیکَ مُولَعَهً وَ لِسَخَطِکَ مُتَعَرِّضَهً

خدای من!

گریزان به شکایت آمده‌ام.

از تهاجم نفس لئیم بسیار به بدی امرکننده و در خطایا شتابنده و در سرکشی آزورزنده و به خشم کیفرآمیز تو دست یازنده.

خدایا! این نفس مرا به لبه پرتگاه می‌کشاند و هلاکم می‌کند.

تَسْلُکُ بِی مَسَالِکَ الْمَهَالِکِ وَ تَجْعَلُنِی عِنْدَکَ أَهْوَنَ هَالِکٍ کَثِیرَهَ الْعِلَلِ طَوِیلَهَ الْأَمَلِ إِنْ مَسَّهَا الشَّرُّ تَجْزَعُ وَ إِنْ مَسَّهَا الْخَیْرُ تَمْنَعُ مَیَّالَهً إِلَى اللَّعِبِ وَ اللَّهْوِ مَمْلُوَّهً بِالْغَفْلَهِ وَ السَّهْوِ تُسْرِعُ بِی إِلَى الْحَوْبَهِ وَ تُسَوِّفُنِی بِالتَّوْبَهِ

این نفس چه بهانه‌جو و بلند آرزوست. اگرش شری رسد فریاد و ناله و شکایت می‌کند و اگرش خیری رسد، ممانعت.

این نفس چه بازیگوش و بیهوده جوست!

خدایا! از شریان این نفس خون غفلت می‌جهد و در درختان این باغ سموم خطا می‌وزد.

خدایا! این نفس عنان مرا به پرتگاه گناه می‌کشد و گریز به بوستان توبه‌ات را زنجیرم بر پای می‌نهد.

إِلَهِی أَشْکُو إِلَیْکَ عَدُوّاً یُضِلُّنِی وَ شَیْطَاناً یُغْوِینِی قَدْ مَلَأَ بِالْوَسْوَاسِ صَدْرِی وَ أَحَاطَتْ هَوَاجِسُهُ بِقَلْبِی

گریزنده به شکایت آمده‌ام،

از دشمنی که پرنده روحم را دانه گمراهی می‌پاشد و دام انحراف می‌گسترد و از شیطانی که پنجه اغوا بر قلبم می‌فشرد.

خدایا! کَرت ۱ قلبم را هرزه گیاه‌های وسوسه پرکرده است و دور آن را پرچین هواجس ۲ گرفته است.

یُعَاضِدُ لِیَ الْهَوَى وَ یُزَیِّنُ لِی حُبَّ الدُّنْیَا وَ یَحُولُ بَیْنِی وَ بَیْنَ الطَّاعَهِ وَ الزُّلْفَى

خدای من! این نفس دست به دست هوا و هوسم می‌دهد و دنیا را به همیاری او برایم آرایشی دلفریبانه می‌کند و بین من و عبادت تو، من و طاعت تو، من و عشق تو، من و تو دیوار می‌کشد.

ملجأ من! به تو شکایت می‌کنم از سنگ دلم که سیل وسوسه‌ها را دوام نمی‌آورد، می‌لغزد، می‌غلتد و زیر و زبر می‌شود.

إِلَهِی إِلَیْکَ أَشْکُو قَلْباً قَاسِیاً مَعَ الْوَسْوَاسِ مُتَقَلِّباً وَ بِالرَّیْنِ وَ الطَّبْعِ مُتَلَبِّساً وَ عَیْناً عَنِ الْبُکَاءِ مِنْ خَوْفِکَ جَامِدَهً وَ إِلَى مَا یَسُرُّهَا طَامِحَهً

مقصود من! به تو شکایت می‌کنم از چشمانی که خوفت را از گریه خشکیده‌اند و کویر دیدگانی که آفتاب هیبتت را سوخته‌اند.

خدایا! چگونه بگویم با کدام زبان شرم‌آلوده؟ با کدام دل دردآکنده؟ که این چشم‌ها از دیدن آنچه تو دوست نداری شاد می‌شوند، پندار می‌کنند که در زنجیر گناه آزاد می‌شوند.

إِلَهی لا حَوْلَ لِی وَ لا قُوَّهَ إِلا بِقُدْرَتِکَ وَ لا نَجَاهَ لِی مِنْ مَکَارِهِ الدُّنْیَا إِلا بِعِصْمَتِکَ

خدای من! بی تو درمانده‌ام، بی نسیم تو راکدم، بی تو هیچ ندارم، بی توان دست‌های تو عاجزم، بی‌ کمند عصمتت مرا کدام نجات است از چاه ظلمت دنیا؟ و بی بلوغ حکمتت مرا کدام صراط است به جود عالی اعلی؟ و بی نفوذ مشیتت کدام کمال است جویبار مرا به سوی رأفت دریا؟

فَأَسْأَلُکَ بِبَلاغَهِ حِکْمَتِکَ وَ نَفَاذِ مَشِیَّتِکَ أَنْ لا تَجْعَلَنِی لِغَیْرِ جُودِکَ مُتَعَرِّضا وَ لا تُصَیِّرَنِی لِلْفِتَنِ غَرَضا وَ کُنْ لِی عَلَى الْأَعْدَاءِ نَاصِرا وَ عَلَى الْمَخَازِی وَ الْعُیُوبِ سَاتِرا وَ مِنَ الْبَلاءِ [الْبَلایَا] وَاقِیا وَ عَنِ الْمَعَاصِی عَاصِما بِرَأْفَتِکَ وَ رَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.

الهی! خانه بی‌تاب دلم را دور از سیل فتنه‌ها بنا ساز و با مهتاب یاریت از شر ظلمت دشمنانم رها ساز و مر رسوایی عیوبم را پرده بینداز…

ای رافع دل‌ها و هم دل‌ها به سوی تو راجع! ای هجوم بلا را قلعه احسان تو مانع!

و ای رگبار تیر معاصی را چتر اکرام تو رادع ۳!

بر من به رأفتت که همیشه چنین باش. ای اوج رحمت دیگران حضیض لطف تو! ای مهر گسترترین مهربانان! ۴

--------------------------------------------------------------------------------

  1. قطعه‌ای از زمین زراعت کرده و سبزی کاشته
  2. آرزوهای نفسانی که در دل بگذرد
  3. بازدارنده
  4. مناجات الشاکین، امام سجاد علیه السلام، ترجمه از کتاب دست دعا، چشم امید، سید مهدی شجاعی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *