از مدینه تا کربلا با امام حسین (ع) – بخش هشتم

با امام حسین (ع) – نینوا و کربلا

فلسفه قیام امام حسین (ع) را در سخنان آن حضرت، در آغاز حرکت از مدینه تا کربلا و موضع‌گیری‌های ایشان در برابر حوادثی که در منزلگاه‌های میان راه روی داده است، می‌توان یافت.

در این جا سعی شده است ضمن آگاهی از نام منزلگاه‌ها و مسیر تقریبی حرکت امام حسین (ع) از مدینه تا کربلا ، با اهداف و دیدگاه‌های آن حضرت آشنا شده و مختصری از وضعیت سیاسی و اجتماعی آن عصر در قالب چند بخش بیان شود.مسیر حرکت حضرت از مدینه آغاز می‌شود و ایشان در راه رسیدن به کربلا پس از ترک مدینه النبی، سفر خود را از شهر مقدس مکه آغاز کرده و سپس از منزلگاه‌های صفاح، ذات عرق، حاجر، خُزَیمیه، زرود، ثعلبیه، زباله، بطن العقبه، شراف، بیضه، عُذیب الهجانات و قصر بنی مقاتل عبور می‌کنند و در نهایت به سرزمین نینوا و کربلا وارد می‌شوند. ۱


نینوا و کربلا

از مدینه تا کربلا با امام حسین (ع)

از مدینه تا کربلا با امام حسین (ع)

پنجشنبه دوم محرم الحرام سال ۶۱ هجری

«نینوا» جایی است که حر دستور یافت حضرت را در بیابانی بی‌آب و علف و بی‌دژ و قلعه فرود آورد. امام (ع) برای اقامت در محل مناسبتری، به حرکت خود ادامه داد تا به سرزمینی رسید. اسم آنجا را سؤال فرمود؛ تا نام کربلا را در جواب شنید، پس گریست و فرمود: «پیاده شوید، اینجا محل ریختن خون ما و محل قبور ماست. و همین جا قبور ما زیارت خواهد شد، و جدم رسول خدا چنین وعده داد». سپس اصحاب امام (ع) پیاده شدند و بار و اثاثیه را فرود آوردند. سپاه حر نیز در ناحیه دیگری در مقابل امام اردو زدند.

حضرت (ع) اهل بیت خود را جمع کرده، نظری برآنها افکند و گریست. سپس فرمود: «خدایا! ما را از حرم جدمان راندند، و بنی امیه در حق ما ستم روا داشتند. خدایا! حق ما را از ستمگران بستان و بر دشمنان پیروز گردان».
عبیدالله بن زیاد نامه‌ای بدین مضمون برای حضرت نوشت: خبر ورود تو به کربلا رسید. من از جانب معاویه مامورم سر بر بالین ننهم تا تو را بکشم و یا به حکم من و حکم یزید بن معاویه بازآیی! والسلام. امام (ع) فرمود: این نامه را جوابی نیست! زیرا بر عبیدالله عذاب الهی لازم و ثابت است.

امام حسین(ع) چون نامه ابن زیاد را خواند، فرمود:

رستگار نشوند آن گروهی که خشنودی مردم را با غضب پروردگار خریدند. (خشنودی مردم را بر غضب خدا مقدم داشتند).

 


 

جمعه سوم محرم الحرام سال ۶۱ هجری

عمر بن سعد با لشکری چهارهزار نفره از اهل کوفه وارد کربلا شد. برخی نوشته‌اند: قبیله عمربن سعد (بنی زهره) نزد او آمده و او را سوگند دادند تا از این کار (داوطلب جنگ با امام حسین(ع)) برحذر باشد تا باعث دشمنی میان آنها و «بنی هاشم» نگردد. از طرفی یکی از دو فرزندش به نام «حفص» او را به مقاتله با حسین(ع) تشویق می‌نمود و دیگری او را برحذر می‌داشت! لذا «حفص» همراه پدر برای جنگ با حسین (ع) به کربلا آمد.

عمربن سعد شخصی را نزد حضرت فرستاد تا از علت آمدنش به این سرزمین جویا شود. حضرت فرمود: «مردم شهر شما به من نامه نوشته و مرا دعوت کرده‌اند و اگر از آمدنم ناخوشنودید باز خواهم گشت! عمربن سعد تا از پیام امام (ع) مطلع گشت، گفت: «امیدوارم خدا مرا از جنگ با حسین برهاند!»

سخن امام حسین (ع) هنگام ورود به کربلا:

مردم، بندگان دنیا هستند و دین آنها جز سخن بر زبانشان نیست. تا آنگاه که زندگیشان بچرخد، دنبال دین می‌روند. و هر گاه بنای امتحان و آزمایش پیش آید، دینداران بسیار اندک می‌شوند.

 


 

شنبه چهارم محرم الحرام سال ۶۱ هجری

«عبیدالله بن زیاد» در مسجد کوفه مردم را چنین خطاب کرد: «ای مردم! خاندان ابوسفیان را آزمودید و آنها را چنان که می‌خواستید، یافتید! و یزید را می‌شناسید که دارای رفتار و روشی نیکوست که به زیردستان احسان می‌کند و بخشش‌های او بجاست! و پدرش نیز چنین بود! اکنون یزید دستور داده تا بین شما پولی را تقسیم نمایم و شما را به جنگ با دشمنش حسین بفرستم». سپس دستور داد در تمام شهر ندا کنند و مردم را برای جنگ آماده حرکت سازند.

«شمربن ذی الجوشن» با چهار هزار جنگجو، «یزید بن رکاب» با دو هزار جنگجو، «حصین بن نمیر» با چهار هزار جنگجو، «مضایر بن رهینه» با سه هزار جنگجو، و «نصربن حرشه» با دو هزار جنگجو برای جنگ با حسین (ع) اعلام آمادگی کرده و حرکت به سوی کربلا را آغاز کردند.

امام (ع) در پاسخ «قیس بن اشعث» که سفارش به بیعت با یزید می‌کرد، فرمود:

نه، به خدا سوگند، نه دست ذلت بر دست آنان می‌گذارم و نه مانند بردگان از صحنه جنگ فرار می‌کنم.

 


 

 

 برای مشاهده بخش‌ بعدی از مدینه تا کربلا با امام حسین (ع)، اینجا را کلیک نمایید

--------------------------------------------------------------------------------

  1. مقتل (مقرم) ترجمه عزیزالله عطاردی – خلاصه تاریخ اسلام (رسولی محلاتی)، تلخیص چنارانی – زندگانی حضرت ابی عبدالله الحسین (ع)، (عمادزاده) – سخنان حسین بن علی (ع) از مدینه تا شهادت، (محمدصادق نجمی) – قصه کربلا ، (علی نظری منفرد) – وقعه الطف لابی مخنف (تحقیق: محمدهادی الیوسفی) – الحسین فی طریقه الی الشهاده (السید علی الهاشمی)

2 دیدگاه در “از مدینه تا کربلا با امام حسین (ع) – بخش هشتم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *